آوای آزاد »  شاعران » فرهاد حافظ نظامی »


 
 
 

 

 

 

   

 

 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

پنجشنبه مهربان

سلام پنجشنبه مهربان !
قرار عاشقی از یاد تمام پنجره ها رفته
و او دیگر هیچ پنجره ای را باز نمیکند
تا تمام اتاق، سلام های خکی باد را در آغوش بگیرند
آه . . . ! جذر و مد های دریا مرا به یاد خانه می‌اندازد
بالاتر از دماوند
آنجا که ماده اقاقی‌ها هر روز به گل می‌‌نشینند
و قاصدکها
با خبرهای خوش در راهند
شنبه ها هنوز خوابم می‌اید
وقتی باران به شیشه میزند
و فرشتگان
با التماس دنبال سرپناهی میگردند
جهان اگر دست من بود
شاید آنرا چه رنگی می‌زدم. . . ؟
  

 

 بالای صفحه




 

در صورت هر گونه استفاده از سایت ، نام و آدرس آوای آزاد را ذکر کنید.

  AVAyeAZAD.com © 2003-2009