|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
چاپ شود |
|
|
|
علاقه مندیها |
|
|
|
ارسال به ایمیل |
|
|
|
ارسال به |
|
|
|
ارسال به
|
|
|
|
ارسال به |
|
آه سینه
( با یاد استاد شهریار )
آمدی ، ای جان من ، اما چرا دیر آمدی
سنگدل، ای بی وفا ،آخر به تاخیر آمدی
عمر ما بگذشت و گل پژمرد و آه سینه ماند
لب گشا ای آشنا با عذر تقصیر آمدی
خانهام کردی خراب و کنج غم باقی بماند
دیگرم برگو چه میخواهی ؟ به تعمیر آمدی
شور شیرین داری و فرهادسان در کوی تو
پاره های تن کنم تا چون تو شمشیر آمدی
در فراقت جوی خون از مردم چشمم برفت
حال جلوه چون شنیدی هم به تدبیر آمدی
|