|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
چاپ شود |
|
|
|
علاقه مندیها |
|
|
|
ارسال به ایمیل |
|
|
|
ارسال به |
|
|
|
ارسال به
|
|
|
|
ارسال به |
|
یاد خاطرت
با یاد خاطرت پی دیدار میروم
جان میدهم به عشق و سر دار میروم
از بس که خون دل بچکید از دو دیدهام
پر شد خم از سرشک و به بازار میروم
عیش مدام ما و خیال جمال تو
میخوانم این سرود و دگر بار میروم
پیوسته باد خون شقایق به جام می
یعنی که من خمارم و خمار میروم
ای پیک پی خجسته کجایی که سوز هجر
لشکر کشیده است وبه پیکار میروم
من خسته و خموش و دل از دست شستهام
حالی خوشم که از پی دلدار میروم
آتش نهاد داغ فراقت به جان من
یعنی که بیقرارم و تب دار میروم
عمرم تبه بگشت ولی کام ما هنوز
حاصل نگشت و باز پی یار میروم
یک دم به دم به ساز وصال و ببین مرا
من با سه تار خود پی ستار میروم
جلوه نگر که از قبل آه سینهات
دودی شدم که باز به دیدار میروم
|