|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
چاپ شود |
|
|
|
علاقه مندیها |
|
|
|
ارسال به ایمیل |
|
|
|
ارسال به |
|
|
|
ارسال به
|
|
|
|
ارسال به |
|
گلبن عشق
عشقم اگر دهد ثمر ، دست زنم در آن کمر
یا بردم به تیغ سر ، یا کشمش دمی به بر
باد صبا دمی به وز ، از سر کوی او که من
جان بدهم به رایگان هر که دهد از او خبر
مست می شبانهام در ره دوست دادهام
دیده عقل خود ز کف تا کنمش دمی نظر
عطر نسیم زلف او آیدم از صبا ، ببین
در پی وصل او کنم ، هر ره و کوی را گذر
دل چو بشد ز کف مرا چشم ندارم از پی اش
من به کجا همیروم تا که بیابمش اثر ؟
سر ز خجالت افکنم ، موی پریش میکنم
آن شه خوب خسروان تا که درآیدم ز در
دوش شنیدم این سخن : ” در دل دوستان من
جای گزین به هر رهی ، تا بنمایمت نظر “
فصل بهار چون شود جلوه به بوستان دهد
گلبن عشق بر زند باز شکوفهای به سر
|