|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
چاپ شود |
|
|
|
علاقه مندیها |
|
|
|
ارسال به ایمیل |
|
|
|
ارسال به |
|
|
|
ارسال به
|
|
|
|
ارسال به |
|
خلوت جانان
آه که خورشید عشق از سر کویت دمید
آهوی مهرت چرا از دل و جانم رمید
آتش عشقت عطش در دل ما میفزود
چشمه چشم دلم خشک شد و ناپدید
بحر معلق نگر از عطش کام ما
آب دل خویش را از مژگان وارهید
حافظ دیر و حرم داد ندای کرم
هر که صدف وانمود لولو و مرجان ندید
پیر و مرادم به گفت: هان پسرم هوش دار
روح مصفا گرفت هر که تعلق درید
زلف پریشان بگیر ، دام و دغل وارهان
نیک روش باشد آنک ، صحبت جانان شنید
جلوه خوش خلق ما، با دو صد افزون رجا
کرد دعا بهر ما، خلوت جانان گزید
|