آوای آزاد »  شاعران » فربود شکوهی »


 
 
 


 

 

 

 

   

چاپ شود

علاقه مندیها

ارسال به ایمیل

ارسال به

ارسال به

ارسال به
 

 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

دل شوریده

بلبلی بر شاخساری نغمه شیرین می‌کند
با زبان خود به ما این نکته تلقین می‌کند

دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نشد
خوش نشین ای دل که روزی یاد مسکین می‌کند

پند بشنو ، با ادب بنشین بر پیری که چرخ
چشم را تا وا کنی ، رخساره پرچین می‌کند.

خرمن دانش نگر کز برق چشمانش بسوخت
عقل چون از کف بشد او یا رب ،‌آمین می‌کند

از فراق آتش لعلش به جان می‌سوختیم
گوی گردون باز آن بازی دیرین می‌کند

یا رب این قوم از چه رو فریاد حق بر می‌زند
خرقه تزویر هر دم بر تن آذین می‌کند

جلوه دارد هر گلی در بوستانی وین عجب
این دل شوریده بازم یاد نسرین می‌کند



  

 

 بالای صفحه




 

در صورت هر گونه استفاده از سایت ، نام و آدرس آوای آزاد را ذکر کنید.

  AVAyeAZAD.com © 2003-2009