|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
چاپ شود |
|
|
|
علاقه مندیها |
|
|
|
ارسال به ایمیل |
|
|
|
ارسال به |
|
|
|
ارسال به
|
|
|
|
ارسال به |
|
خاتم دوران
سلامی جمله بر آن کس که رخساری مهین دارد
سرت گردم که خود جانی و تن جانی چنین دارد
خوشا آن دم که تقدیرم مدد راند به تدبیرم
برانم مرغ زیرک را که بازی در کمین دارد
تو لعلی ما صدف آسا ترا در سینه جا داده
کدامین خاتم دوران چنین زیبا نگین دارد
بشو همدم تو با پروین ز دانش خرمنی برچین
مدد برگیر از دستش که دستی خوشه چین دارد
بنازم خوش روانم را که با مهری چنین والا
به صدر مجلسش جایی گدای ره نشین دارد
همه گویند ترک دین برای یار و این مفلس
به محراب ار برد سجده خیالت در جبین دارد
ببوس ای جلوه آن دستی که هم علم و هنر دارد
بمان در پیش یاری کو همان دارد ، همین دارد
|