|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
چاپ شود |
|
|
|
علاقه مندیها |
|
|
|
ارسال به ایمیل |
|
|
|
ارسال به |
|
|
|
ارسال به
|
|
|
|
ارسال به |
|
آتش مهر
چه کنم ؟ زلف تو ای دوست پریشانم کرد
رخ ترسایی خود بین که چه حیرانم کرد
شهره شهر بدم در صفت زیبایی
پرتو روی تو چون جغد به ویرانم کرد
پر پرواز ندارم که پرم ، زان که حبیب
مژه تیز رها کرده و در جانم کرد
عالم افروز جهانی رخ سیمین مه اوست
شمع هر انجمنی گشت و غزلخوانم کرد
باد رحمت که گذر بر همه عالم میکرد
یاد آرام دلم کرد و پریشانم کرد
گبر و ترسا و برهمن ، دگر ادیان جهان
ساقی سیم وشم بین ، که مسلمانم کرد
آتش جلوه رویش جگرم سوخت ولیک
آتش مهر به دل داشته درمانم کرد
|