|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
چاپ شود |
|
|
|
علاقه مندیها |
|
|
|
ارسال به ایمیل |
|
|
|
ارسال به |
|
|
|
ارسال به
|
|
|
|
ارسال به |
|
غرقاب نگاه
خوش بود زمانی که دل به یاد تو سر شد
غم بود نشاطی که ز هجر تو به سر شد
هامون رخم دوش ز غرقاب نگاهم
ای دل تو نبودی که ببینی که چه تر شد
ای جان تو گذشتی و چه دانی چه کشیدم
بالله ز فراقت همه عمر هدر شد
بنهادهای ار راه رهایی به جدایی
دل هم پی دلدار هم آغوش سفر شد
اندوه و پشیمانی اگر نیست به رخسار
ما زنده به آنیم که با یاد تو سر شد
من کودک شادان و غزلخوان پگاهم
کینی نه به شب هست ازیرا که سحر شد
جلوه همه عمر غزل گفت و قلم زد
آخر ز پی یار هم آواز سفر شد
|