آوای آزاد »  شاعران » فربود شکوهی »


 
 
 


 

 

 

 

   

چاپ شود

علاقه مندیها

ارسال به ایمیل

ارسال به

ارسال به

ارسال به
 

 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

حلقه رندان

ساقیا دیگر چگویم چون مرا خمار نیست
راحت جانم تو بودی این که رسم یار نیست

روی بگشا و بیا در حلقه رندان نگر
کز غمت جانی به تن در قالب جاندار نیست

گرچه من گم گشته‌ام در صورت و بازار لفظ
اندکی تاخیر باید قدرت گفتار نیست

بس که او ناز آمد و قیمت به کوه قاف برد
آن قدر من سعی کردم کوه را رهوار نیست

در پی او گفته اند این ناکسان ما عاشقیم
خود خطا کردند آری چون سری بردار نیست

بس که من دورش بگشتم سرخوش و مجنون منش
زاهدان گفتند که آیا گردش پرگار نیست ؟

بر سر بازار واعظ کز غمش صدها بگفت
چون عمل ننمود جلوه دیگرم کردار نیست



  

 

 بالای صفحه




 

در صورت هر گونه استفاده از سایت ، نام و آدرس آوای آزاد را ذکر کنید.

  AVAyeAZAD.com © 2003-2009