صفت فاعلی
آن است که بر کننده ی کار یا دارنده ی معنی دلالت کند
و علامت آن عبارت است از :
1- " نده" که در پایان فعل امر می آید : پرسنده ، خواهنده ،
شناسنده ، بافنده
2- " ان " مثل : خواهان ، پرسان ، دمان ، روان ، دوان
3- " الف " که آن نیز در پایان فعل امر می آید ، مثل :
شکیبا ، زیبا ، خوانا ، گویا ، بینا ، پویا
4- " ار " غالبا در آخر فعل ماضی می آید ، مثل : خریدار ،
خواستار ، برخوردار ، نامردار ، گرفتار
5- " گار " که بیشتر در آخر فعل امر و ماضی می آید ، مثل :
آموزگار ، پرهیزگار ، آمرزگار ، آفریدگار
6- " کار " که غالبا به آخر اسم معنی ملحق می شود ، مثل :
ستمکار ، فراموشکار
7- " گر " در آخر اسم معنی می آید ، مثل : پیروزگر ، دادگر ،
بیدادگر
صفت فاعلی که به " نده " ختم شود ، غالبا در عمل و صفت
غیر ثابت استعمال می شود ، مثل : رونده ، یعنی کسی که عمل رفتن را
انجام می دهد
صفاتی که به " ان " ختم می شود ، بیشتر معنی حال را می
دهد : سوزان ، نالان ، روان ، دوان
صفاتی که به " الف " ختم می شود ، حالت ثابت را می رساند ، مثل :
دانا
لغاتی که به " گار ، کار ، گر " ختم می شود مبالغه را می رساند
مثل : آموزگار ، ستمکار ، ستمگر
"گار" همیشه بعد از کلماتی که از فعل مشتق می شود می
آید ولی " کار " پس از اسم معنی و غیر مشتق به کار می رود .
" گر " در غیر اسم معنی ، شغل را می رساند ، مانند :
آهنگر و این جز صفات فاعلی نیست .
|