|
|
|||
|
دستور زبان فارسی <
فهرست
قطعات ادبی < ورودی
> دستور زبان فارسی |
|||
ضمیرضمیر ، کلمه یی است که به جای اسم
نشنید و از تکرار آن ما را بی نیاز کند ، مانند :
ضمیر " او " برای تکرار نشدن ِ " خسرو " به کار رفته است حالات ضمیر چون ضمایر به جای اسم می نشینند ، حالات اسم را دارا
هستند ، یعنی هم فاعل شوند هم مفعول هم مضاف الیه به جز حالت ندا که به
ندرت واقع شوند . مثال : حالت ندا ،
مانند :
اقسام ضمیر ضمیر بر سه قسم است : شخصی ، اشاره ، مشترک ضمیر شخصی : ضمیر شخصی پیوسته بر دو نوع است : 1- فاعلی 2-مفعولی و اضافه ضمیر فاعلی : ضمیر پیوسته ی " د " مخصوص سوم شخص مفرد غایب مضارع و امر است و در سوم شخص سایر افعال ، ضمیر ، پنهان است
در مصدر هایی که به " دن " ختم
می شود ، مانند : بردن ، سپردن ، آوردن
ضمیر مفعولی و اضافه : ضمایر متصل " ت ، ش، مان ، تان ، شان " اگر به فعل یا ضمیر یا حروف ، متصل شوند ، حالت مفعولی دارند و اگر به اسم یا صفت متصل شوند ، حالت مغعولی اضافه دارند در کلماتی که به " ی " غیر ملفوظ ختم شده باشد
قبل از ضمیر پیوسته ی مفرد ، همزه می آورند و اگر کلمه ای مختوم به " واو " یا " الف " باشد
" ی " اضافه می کنند :
ضمیر گسسته یا منفصل آن است که تنها ذکر می شود و حالات اسم در آن جاری
است حالت مفعولی :
حالت ندا که در ضمایر کم و نادر است :
مفرد و جمع در ضمیر
اگر چه " ما ، شما ، ایشان " خود جمع " من ، تو ، او " است
ولی گاهی ما و شما را نیز جمع بسته " مایان " " شمایان " می گویند
ضمیر اشاره : " این " و " آن " برای اشاره به دور است اگر " به " به " این " و " آن " اضافه شود به صورت : "
بدین " و " بدان " می آید حالات ضمیر اشاره : 1- حالت فاعلی
2- حالت مفعولی 3- حالت اضافه
گاهی این و آن مرجع معینی
ندارند پس آنها را ضمیر نمی دانیم و از مبهمات شمرده می شوند ضمیر مشترک : ضمیر متشرک آن است که با یک صیفه در میان متکلم و غایب
و مخاطب مشترک باشد و همیشه مفرد استعمال شود : ضمیر مشترک را ضمیر نفس نیز گویند . " خویشتن " و " خویش " هم ضمیر مشترک هستند ضمایر مشترک هم حالات فاعلی مفعولی و اضافه می گیرند
هرگاه " خود " با کلمات دیگر
ترکیب شود ، صفت مرکب یا اسم مرکب خواهد بود :
|
|||
|
|
|||
|
|