|
|
|||
|
دستور زبان فارسی <
فهرست
قطعات ادبی < ورودی
> دستور زبان فارسی |
|||
حرف اضافهمقصود از حروف اضافه ، کلماتی است که نسبت ِ میان دو کلمه را بیان کند و مابعدِ خود را متمم کامه ی دیگر قرار دهد ، چنان که معنی کلمه ی نخستین ، بدون ذکر ِ دوم ، ناتمام باشد ، مانند : به تو می گویم . با شما خواهم رفت . از او پرسیدن . که معانی این افعال بدون حرف اضافه ناتمام است . مشهورترین جروف اضافه عبارتند از : ب ، با ، از ، بر ، تا ، در ، اندر ، نزد ، نزدیک ، پیش ، برای ، بهر ، روی ، زیر ، زبر ، سوی ، میان ، پی " به " در این معانی استعمال می شود :1- به معنی " همراه " که از آن به مصاحبت تعبیر کنند : به ادب سلام کرد
، به سلامت عزیمت نمود . 3- " قسم " : 4- در بیان جنس ، چنان که به جای آن " از جنس ِ "
بتوان استفاده کرد : به مردم شمار ، به مرد مدار . 6-" استعانت " معنی می دهد و در این صورت آنچه
پس از آن آید ، افزار کار و عمل است : 7-" تعلیل " و در این حال ، مابعد ِ آن علت ِ
حکم است : 8- بر مقدار دلالت می کند : به دامن در فشاند 9-در آغاز و ابتدای سخن به کار می رود :
10- به معنی " برای " : 11- سازگاری و
توافق می باشد : 12- بر عوض و مقابله دلالت می کند :
13- به معنی استعلا
است و در این هنگام آن را به " بر " تأکید توان کرد : 14- به معنی " را " : به من گفت ، به من داد ، به من بخشید 15- قرب و نزدیکی : 16- به معنی نهایت و پایان است : از باختر به خاور شتافت . 17- برای ترتیب : دم به دم ، خانه به خانه 18- افاده ی تشبیه کند : 19- در توضیح و تفسیر به کار می رود : حرف " ب " در اول بعضی افعال برای زینت می آید : بگو ، بروم ، بیا ، بزند ، برفت و گاهی در اول اسم می آید و به آن معنی وصفی می دهد : بهوش ، بخرد ، بدانش
" با " در این معانی استفاده می شود :1- به معنی مصاحبت و همراه بودن : 2- به معنی طرف و سوی باشد : 3-
استعانت را می رساند :
4- برای مقابله و برابری می آید : 5- به جای " با وجود " می آید : در کلمه ی " با آنکه " نیز همین
معنی را دارد و در قدیم به جای آن ، " باز آنک " می گفتند .
" از " دارای معانی فراوانی است :1- بیان جنس می کند و مابعد آن مبیّن کلمه ی
پیشین است : 2- برای تبعیض آید و این در صورتی است که مابعد
آن جمع یا اسم جمع یا اسم عام باشد : 3- سببیّت را می رساند : 4- مجاورت را می رساند : کاران از شهر گذشت ، چاره از دست ما رفت 5- آغاز و ابتدا را می رساند و ناچار پس از آن
لفظی باید باشد تا معنی زمان یا مکان را برساند : 6-مِلک و اختصاص را می رساند : این خانه از من است . این دفتر از کیست ؟ ، این خانه از آن من است 7- مفید معنی تفضیل می باشد : سگ حق شناس به از مردم ِ ناسپاس 8- " از " اگر با کلمه ی " بَر " مرکب
شود ، به معنی استعلا است :
" بَر " به معنی بالا است :دولت از گوهر زینت نه فرود است و نه بر نصرت از گوشه ی تاجت نه فراز است و نه باز به همین جهت از آن کلمه ی " برتر " را ساخته اند . 1-حس بالا بودن چیزی را می رساند : 2- در وجوب و لزوم : بر شماست که این کار را انجام دهد و پاداش آن بر من است . 3- در موقع قصد و
آهنگ : 4- در پیاپی بودن و ترتیب و آن وقتی است که اسم
بعد از آن مکرّر شود :
" در " دارای چند معنی است :1- ظرفیت رامی رساند که می تواند واقعی یا حسی باشد : چند کتاب در خانه دارم . امروز در منزل نمی مانم . نکوکاران در آسایشند و بدکاران در رنج . 2- سوی و طرف
را می رساند : 3- به معنی " را " : 4- قُرب و مصاحبت را می رساند : 5- اتصال و کثرت : سپر در سپر ، عنان در عنان ، باغ در باغ کلمات در ، اندر ، درون ، اندرون ، گاه به یک معنی استعمال می شود ، با این تفاوت که لفظ " درون و اندرون " با کسره اضافه و " در " و " اندر " بدون کسره ی اضافه می آیند . هرگاه
" در " و " اندر " بر سر فعل بیایند ،حرف اضافه نیستند :
" تا " در موقعی حرف اضافه است که به معنی نهایت باشد :از خانه تا بازار رفتم . از بام تا شام کار کردم . روز را تا شب راه رفتم در غیر این موارد حرف ربط است .
کلمات نزد و پیش در معنی به هم نزدیک و حضور داشتن چیزی یا کسی را می
رساند : و گاهی از آن ، معنی سوی و طرف استفاده می شود :
" نزدیک " بر قرب مکان دلالت می
کند : نزدیک او نمی توان رفت . و گاه قرب ِ زمانی را می رساند : " نزدیک " گاهی صفت استعمال می شود : راه ِ نزدیک
" زی " مفید معنی جهت می باشد :
گاهی در موقع عقیده و نظر به کار می رود : در بیت اول " به عقیده ی عاقل " در بیت دوم " به نظر خرد " می باشد
" پی "
به معنی " برای " و " به جهت " به کار می رود :
حروف اضافه مرکب :هرگاه حرف اضافه بیش از یک کلمه باشد ، آن را حرف اضافه مرکب می خوانند : از برای ، از پی ، از روی ، از بهر ، به چیز ، در نزد ، درباره
کلماتی که بر ظرفیت دلالت کنند : زیر ، رو ، پیش و نزدیک وقتی حرف اضافه می باشند که با متمم همراه شوند : کتاب روی میز است . قلم زیر کاغذ است . در غیر این صورت ، قید یا صفت هستند : نزدیک رسید . پیش آمد هر یک از حروف اضافه به قسمی از افعال ، اختصاص دارد : بحث کردن ، دوستی کردن ، دشمنی ورزیدن به " با " ختم می شود . افعال ِ پرسیدن ، ترسیدن ، خواستن ، شنیدن با " از " استعمالمی شوند و از این قاعده مستثنی است ، فعل آویختن ، شستن ، جدا کردن و هر چه در وجود محتاج به افزار و آلات باشد می تواند با " از " ، " به " ، " با " تمام شود . " از " تخفیف یافته ، به صورت ِ " ز " در می آید و به همان معنی که در بالا نوشته شد استعمال می شود .
|
|||
|
|
|||
|
|