دستور زبان فارسی


صورت تصریف فعل " خواندن "

مضارع

می خوانم

می خوانیم
می خوانی می خوانید
می خواند می خوانند

 

مستقبل

خواهم خواند خواهیم خواند
خواهی خواند خواهید خواند
خواهد خواند خواهند خواند

 

ماضی استمراری

می خواندم می خوادیم
می خواندی می خواندید
می خواند می خواندند

 

ماضی مطلق

خواندم خوادنیم
خواندی خواندید
خواند خواندند

 

ماضی نقلی

خوانده ام خوانده ایم
خوانده ای خوانده اید
خوانده است خوانده اند

 

ماضی بعید

خوانده بودم خوانده بودیم
خوانده بودی خوانده بودید
خوانده بود خوانده بودند

وجه التزامی:

مضارع

بخوانم بخوانیم
بخوانی بخوانید
بخواند بخوانند

 

ماضی

خوانده باشم خوانده باشیم
خوانده باشی خوانده باشید
خوانده باشد خوانده باشند

وجه امری :

 
بخوانم بخوانیم
بخوانی بخوانید
بخواند بخوانید

وجه مصدری

 
خواندن  

 

  بالای صفحه