|
|
|||
|
دستور زبان فارسی <
فهرست
قطعات ادبی < ورودی
> دستور زبان فارسی |
|||
وجوه افعالوجوه افعال ، شش است : وجه خبری ، وجه التزامی ، وجه شرطی ، وجه امری ، وجه وصفی ، وجه مصدری 1- وجه اخباری : آن است که وقوع کاری را به طریق خبر بیان کنید : رفتم ، زدم ، خواهم رفت 2- وجه التزامی : آن است که کار را به طریق شک و دودلی و آرزو و خواهش و مانند آن بیان کند و چون پیرو ِ جمله دیگر است ، آن را وجه " مطیعی " نیز گویند : می خواهم بروم . شاید بیایم . گمان می کنم آمده باشد . 3- وجه شرطی : آن است که کار را به طور شرط بیان نماید : اگر رفتی ، بردی و اگر خفتی . اگر نیایی ، من نخواهم رفت . گاهی در نظم و نثر ، علامت جمله ی شرطی مانند : اگر ، هر گاه ... حذف می شود . 4- وجه امری : آن است که کار را به طور حکم و خواهش و فرمان بیان نماید : برو ، بروید ، بگو ، بگویید. امر منفی را نهی می گویند و جز وجه امری به شمار می آید : مرو ، مشنوید . در دوم شخص فعل امر گاهی به جهت تاکید یا استمرار ،
لفظ " می " می آورند : 5- وجه وصفی : آن است که فعل به صورت ِ صفت و در معنی ِ فعل باشد . فعل وصفی با فاعل مطابقت نمی کند و همیشه مفرد است : استاد آمده ، به درس شروع کرد . شکارچی به شکار رفته ، آهویی صید کرد . 6- وجه مصدری : فعلی است که به صورت اسم در آمده باشد : باید رفتن . نشاید گفتن . نیارم شنیدن . در قدیم وجه مصدری را با " ن " علامت مصدر استعمال می کردند ولی به مرور زمان مصدر را مخفف استعمال می کنند و می گویند : نخواهم گفت . نشاید رفت .
|
|||
|
|
|||
|
|