| [newstyle/top.htm] | |||
|
دستور زبان فارسی <
فهرست
قطعات ادبی < ورودی
> دستور زبان فارسی |
|||
ماضیصیغه ماضی در زبان فارسی به اختلاف آمده است . در افعال قیاسی تام به طریقی و در افعال قیاسی غیر تام ، به طریق دیگر و در فعل های سماعی نیز به اختلاف آمده است و از مجموع این صیغه ها هفت قاعده بیرون می آید افعال قیاسی : فعل قیاسی تام : آن است که همه ی صیغه های آن بدون حذف و تبدیل بر طبق قادع ی معین که در زبان پارسی جاری است از ریشه ی آن فعل مشتق گردیده باشد و همیشه بتوان مطابق آن قاعده ی فعل ِ تازه ایی بنا نمود مانند : جنگیدن از جنگ ، کوشیدن از کوش ، دریدن از در ، کشیدن از کَش و غیره فعل قیاسی غیر تام : آن است که صیغه های آن بدون حذف یا تبدیل ، از ریشه ی واحدی مشتق گردیده باشد ولی در هیات مصدر و ماضی آن تغییری مختصر راه یافته و از قاعده ی جاری که در افعال قیاسی تام موجود می باشد ، تجاوز به عمل آمده باشد : کشتن از کُش ، گزاردن از گزار ، دانستن از دان ، درودن از درو
افعال سماعی : بر دو قسم است : فعل سماعی تام و فعل سماعی غیر تام فعل سماعی تام : آن است که مشتقات آن فعل از ریشه ی واحد گرفته شده باشد ولی در حروف ِ اصلی این حذف و تبدیل راه یافته باشد و قسمت ماضی و مصدرش با امر و مضارعش متفاوت باشد و نتوان از روی قیاس ِ مزبور فعلی جدید بنا نمود ، مانند : سوختن از سوز ، جستن از جوی ، فرسودن از فرسای ، گفتن از گوی ، خواستن از خواه ، داشتن از دار ، گشادن از گشای فعل سماعی غیر تام : آن است که مشتقات آن از دو ریشه مده باشد ، خواه هر دو ریشه در خارج موجود باشد ، خواه یک ریشه از آن دو موجود نباشد ، آن که هر دو ریشه موجود باشد ، مانند دادن و داد که از ریشه " داد " گرفته شده و صیغه ی امر و مضارعش " دهد " و " ده " است که از ریشه ی " ده " گرفته شده است و این دو ریشه با هم متفاوت است . یا سفتن و سفت که از ریشه " سفت " آمده و سنبیدن و سنب از ریشه ی " سنب " یا نوشتن و نپشتن از " نُپی " گرفته شده . و آن که یکی از دو ریشه موجود نباشد : کردن و گرد گه از ریشه " کر" که در زبان پهلوی موجود بوده و در زبان دری نیست ولی مضارعش کُند و امر کن از ریشه " کن " آمده است . و دیدن و دید که ریشه آن معلئوم نیست ولی بیند و بین که مضارع و امر است از " وین / بین " و آمدن و آمد که ریشه آن در زبان دری معلوم نیست اما مضارعش و امرش " آید " و " آی " از ریشهی " آی " گرفته شده است . و فعل هایی که بعضی صیغه های آن موود و بعضی دیگر مسموع نیفتاده است و جز چند صیغه از آن فعل در زبان نیست ، مانند : آغشتن و آغشت که مضارع و امر و فعل ندارد یا خستن و خست ف آختند و نفریدن در شمار افعل سماعی غیر تام محسوب است و آن ها را فعل ناقص باید نامید .
|
|||
|
|
|||
| [newstyle/but.htm] |