| [newstyle/top.htm] | |||
|
دستور زبان فارسی <
فهرست
قطعات ادبی < ورودی
> دستور زبان فارسی |
|||
ازمنهاز برای حال در زبان فارسی صیفه ی مخصوص نیست و فعل مضارع است که گاهی بر آینده دلالت می کند و آن بر دو نوع است : اخباری و التزامی :
1- مضارع اخباری که کار را به طریق خبر و قطع برساند : 2- مضارع التزامی که کار را به طریق شک و دودلی و
خواهش و مانند آن برساند :
فعل ماضی :آن است که بر زمان گذشته دلالت کند : زدم ، می زدم ، زده بودم . 1- ماضی مطلق : آن است که بر زمان گذشته دلالت
کند خواه به زمان حال نزدیک و پیوسته و خواه دور باشد : پارسال این
کتاب را خریدم . مسعود الآن به خانه آمد . 2- ماضی استمراری ، آن است که دلالت کند بر صدور فعل
در زمان گذشته به طریق استمرار و تکرار و تدریح و علامت آن " می " یا "
همی " است در اول ماضی مطلق : هر سال به خراسان می رفتم ،
روزها در می خواند . شب ها کار می کردند . گاه در قدیم به جای " می " یا " همی " ، " ی "
استمراری به آخر فعل می افزودند : ولی دوم شخص و اول شخص ِ جمع به ندرت استعمال می شده است . گاهی در قدیم با وجود افزودن " می " و " همی " ،
" ی " نیز به آخر فعل اضافه می شده : 3- ماضی نقلی : هر گاه در آن معنی ثبوت باشد ف
دلالت کند بر کاری که کاملا نگذشته باشد ، مانند : سهراب ایستاده
است . یوسف نشسته است گاهی ما بین ضمیر و فعل ، کلمه ی " است " در می آید :
4- ماضی بعید یا دور که زمان ِ وقوع آن از زمان
ِ حال دور باشد : مسعود ، دیروز بازار رفته بود . بهرام ، بامداد اینجا
آمده بود . او را سال ِ گذشته دیده بود 5- ماضی التزامی : آن است که شک و تردید و خواهش و
دودلی و مانند آن را برساند : باید آمده باشد . شاید شنیده باشد. گمان
میکنم بهرام او را دیده باشد .
|
|||
|
|
|||
| [newstyle/but.htm] |