[newstyle/top.htm]

دستور زبان فارسی



فعل

تعريف فعل ( کُنش )
يکی از اقسام  سخن، فعل است. فعل در اصطلاح كلمه يى است كه دلالت کند برحصول معنى مصدر و حدوث آن از ذاتى دريكى از زمان های سه گانه: گذشته، حال، استقبال.
فعلى كه برگذشته دلالت کند، ماضى گويند: پرويز رفت. ايران كشوری بزرگ است . پيغمبر در عهد انوشيروان متولدگرديد. در فتنه ی مغول ایران ویران شد.
فعلى كه برزمان حال يا آينده دلالت كند مضارع گويند : نسيم بهار مى وزد، آفتاب مى درخشد.

  بالای صفحه  

   
[newstyle/but.htm]