دستور زبان فارسی


لازم ، متعدی ، ذووجهین

فعل بر سه قسم است  : لازم ، متعدی ، ذووجهین  یعنی هم لازم و هم متعدی

فعل لازم :  آن است که به فاعل تنها تمام شود و مفعول ِ صریح نداشته باشد : حسن رفت .

فعل متعدی :  آن است که به مفعول ِ صریح نیازمند است :  برادر ِ تو کتاب را آورد

فعل ذووجهین  آن است که گاهی لازم و گاهی متعدی استعمال گردد : درخت شکست ، درخت را شکستم .

اگر بخواهند فعل لازمی را متعدی کنند به آخر دوم شخص مفرد ِ فعل ِ امر ِ آن " انیدن " یا " اندن " اضافه می کنند
خند -> خندانیدن ، خنداندن
دو -> دوانیدن ، دواندن

متعدی های سماعی : در قدیم بعضی افعال را به افزودن " الف " قبل از علامت مصدر، متعدی می کردند :  برگشتن -> برگاشتن
نشستن -> نشاختن
همی نیزه برگاشت  بر گِردِ سر    که هومان ِ ویسه است پیروزگر

 

 

  بالای صفحه