|
|
|||
|
دستور زبان فارسی <
فهرست
قطعات ادبی < ورودی
> دستور زبان فارسی |
|||
حالات اسماسم چهار حالت دارد : فاعلی ، مفعولی ، اضافه ، ندا
1- حالت فاعلی ، یا اسنادی ، آن اسمی است که فاعل یا مسند
الیه واقع شود و فاعل کلمه ای است که عمل یا صفتی را به وی نسبت
دهیم یا سلب کنیم :
2- حالت مفعولی ، آن اسمی است که مفعول یا متمم
واقع شود و مفعول یا متمم ، آن است که معنی فعل را تمام کند . علامت مفعول بی واسطه غالبا "را"
است : خانه را خریدم ، درس را روان کردم . در جایی که چند مفعول بی واسطه ، به طریق عطف ، به دنبال هم
می آیند ، علامت مفعول بی واسطه ، به آخر مفعول آخر ، اضافه می شود و
در سایر مفعول ها حذف می شود :
مفعول با واسطه یا غیر مستقیم ، آن است که معنی فعل را با واسطه ی حرفی
از حروف اضافه تمام کند : از بدان بپرهیز و با نیکان
درآمیز. مردمان را به زبان ، زیان مرسان . مفعول با واسطه در جواب " از که ، از چه ، به که ، به چه ، به کجا ، از کجا ، برای که ، برای چه ، با که ، با چه " و مانند این ها می آید . 3- حالت اضافه ، آن است که اسم مضاف
الیه واقع شود . کلمه ی درخت ، مضاف و دوستی ، مضاف الیه و متمم آن است و همچنین کلمه ی کام ، مضاف و کلمه ی دل ، مضاف الیه . کلمه ی نهال ، مضاف و کلمه ی دشمنی ، مضاف الیه و متمم است .
مضاف الیه گاهی یکی است : زنگ درس ، تاج خروس ، بال مرغ 4- خالت ندا ، آن است که اسم ، منادی واقع شود : خدایا ، شاها ، بزرگوارا ، خداوندگارا علامت ندا " الف" ی است که به آخر اسم اضافه می
شود و آن اسم را منادی می کند : هرگاه کلمه ای مختوم به " الف " یا " واو " باشد پیش از " الف " ندا حرف " ی " اضافه می شود گاهی در موقع ندا به جای " الف " در آخر کلمه ، پیش از
منادی ، کلمات : " ای " و " ایا " می آید : ای خردمند
|
|||
|
|
|||
|
|