بهمن قره داغی


باران باور

با من همسفر بود شاید آن سوار
که بر کتفش «دوازده» زخم پیدا
و بر پیشانی اش «چهار» عفونت !
چه مادرانی که می زایند نوزادان خود را
نا آشناترینِ این نشانه ها
چه قبایلی با این قباله مشهور !
همرای من هیچ کس
جز واژه ها وُ واژه‌ها وُ تهمتی که سنگینی اش را
من می دانم
فرجامش را
مردگان !

 

بالای صفحه