بهمن قره داغی


جهل تاریخی

بهار را
بذرِ پاییز پاشیدن
عقوبتٍ کدام گناهِ نکرده است
که بر شانه های شهر
شکسته‌اید
گمان برده‌اید آفتاب و ایینه
رعیـّت شماست !

و جاری به چشمم دیگر
چون بغضِ لالِ آسمانِ پاییز
که تاریخ نخوانده به کلاس آمده اید
می دانم
می دانم !

 

بالای صفحه