بهمن قره داغی


بوی عبور

ـ روز شما هم پر از روزنه
ما ندیده ایم در کوچه هیچ زنی با دامنی پر از انار و روسری زرد .
هیچ زنی با آفتابی در بغل.
هیچ زنی بازنبیلی زندگی.
ما ندیده ایم…







ـ اما این کوچه هنوز بوی عبور می دهد .
ـ خیالاتی شده ای آقا
از وقتی طعم “حلبچه ” در این شهر نشست
ما تنها بازی بچه هایمان را به خواب این کوچه خیس می بینیم
ما تنها …

برو آقا برو
شب شما پر از فرشته
خدا صبرتان دهد!



 

بالای صفحه