آوای آزاد »  شاعران » اردلان سرفراز »


 
 
 

 

 

 

   

 

 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

ولایت

 ای همه شعر و حکایت
ای بزرگ ای بی نهایت
ای همه دار و ندارم
اعتبارم ای ولایت
گریه هام تو ،‌ خنده هام تو
گفتنم تو ، خواستنم تو
وقت زادن ، پیرهنم تو
وقت مردن ، کفنم تو
پیش تو دریا حقیره
حتی این دنیا حقیره
کی می تونه از تو باشه
اما دور از تو بمیره
من عاشق کی می تونم
لایق خک تو باشم
 من که می میرم اگه که
 یه روزی از تو جدا شم
لایق عشق تو یک روز
 تو کمون گذاشت جونش
 اما باز پیش تو کم بود
 عشق آرش با کمونش
 ای همشه شعر و حکایت
ای بزرگ ای بی نهایت
ای همه دار و ندارم
 اعتبارم ای ولایت
گریه هام تو ، خنده هام تو
 گفتنم تو،‌ خواستنم تو
وقت زادن ، پیرهنم تو
وقت مردن ، کفنم تو
اگه تو بخواهی از من
جرات و نفس می گیرم
از صدام یه تیر می سازم
یه کمون به دست می گیرم
حتی با دست بریده
از صدام یه تیر می سازم
اگه تو بخواهی از من
حتی جونمو می بازم


  

 

 بالای صفحه




 

در صورت هر گونه استفاده از سایت ، نام و آدرس آوای آزاد را ذکر کنید.

  AVAyeAZAD.com © 2003-2009