آوای آزاد »  شاعران » اردلان سرفراز »


 
 
 

 

 

 

   

 

 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

سرزمین من - روزهای روشن

خانه ی روشن ،‌ خداحافظ
سرزمین من ،‌ خداحافظ
روزای خوبت بگو کجا رفت
تو قصه ها رفت ، یا از این جا رفت
انگار که اینجا هیچی زندیه نیست
گریه فراوون ،‌ وقت خنده نیست
گونه ها خیسه ،‌ دل ها پاییزه
بارون قحطی از ابر می ریزه
همه عزادارا سر به گریبون
 مردا سر دار زنا تو زندون
 انگار که شبه ،‌ هر روز هفته
از هر خونه ای عزیزی رفته
 همه با هم قهر ، همه از هم دور
 روزا مثل شب ،‌ شب ها سوت و کور
 نه تو آسمون ، نه رو زمینیم
 انگار که خوابیم ، کابوس می بینیم
 از زمین دوریم ، از زمان جدا
 حتی نمی اییم به یاد خدا
روزای روشن ، خداحافظ
سرزمین من ، خداحافظ
نوبت میگیریم ، گیج و بی هدف
 واسه مردنم ، باید رفت تو صف
روزها و شب ها این جور می گذرن
 هر جا که می خوان ما رو می برن
 آخه تا به کی آروم بشینیم
 حسرت بکشیم ، گریه ببینیم
ای زن تنها ، مرد آواره
 وطن دل تو است ، شد صد پاره
پاشو ، کاری کن ، فکر چاره باش
 فکر این دل پاره پاره باش


  

 

 بالای صفحه




 

در صورت هر گونه استفاده از سایت ، نام و آدرس آوای آزاد را ذکر کنید.

  AVAyeAZAD.com © 2003-2009