آوای آزاد »  شاعران » علی فتح اللهی »


 
 
 


 

 

 

 

   

چاپ شود

علاقه مندیها

ارسال به ایمیل

ارسال به

ارسال به

ارسال به
 

 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

دشمن خویش

زمستان رو به اتمام است اما
کفتر بی‌قید برفی
تگرگی نم‌نمی باران تندی
در سیاهی مردم بیمار چشمم
آشیان‌سازی نکرده است
...
و اینک این اشک دل‌انگیز غباران‌روب
کوچ لک لک‌های بی‌باک از کبود آسمان
روی سرخ گونه‌های چه می‌خواهند؟
در بیابانی چنین بی‌تاب
من از خود
در فصل باران‌های بی‌پایان
می‌هراسم
 

 

 بالای صفحه




 

در صورت هر گونه استفاده از سایت ، نام و آدرس آوای آزاد را ذکر کنید.

  AVAyeAZAD.com © 2003-2009