آوای آزاد »  شاعران » علی فتح اللهی »


 
 
 


 

 

 

 

   

چاپ شود

علاقه مندیها

ارسال به ایمیل

ارسال به

ارسال به

ارسال به
 

 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

ما یادمان رفت

راست گفته بودی
پشت لبهای سرخ جگری
همیشه دندانهای تیزی برای دریدن هست
*
غروب پاییز
غروب پنج شنبه
و باران سخت می بارید
گفتی به یادگار عکسی بگیریم
من هم به یادگار عکسی گرفتم
از دو بچه ی ذغال فروش
که دستهای سردشان بسیار
سفت تر از دستهای گرم ما
به هم گره خورده بود ...
*
طلوع بهار
طلوع جمعه
کوچه ی خاکی پشت آن خانه
پر از گل شده بود
دختر کوچکی زمین خورده بود
و تو اولین عشق بودی
دختر کوچکی زمین خورده بود
و من آخرین عشق بودم
دختر کوچکی زمین خورده بود
و ما یادمان رفت!
 

 

 بالای صفحه




 

در صورت هر گونه استفاده از سایت ، نام و آدرس آوای آزاد را ذکر کنید.

  AVAyeAZAD.com © 2003-2009