آوای آزاد »  شاعران » علی فتح اللهی »


 
 
 


 

 

 

 

   

چاپ شود

علاقه مندیها

ارسال به ایمیل

ارسال به

ارسال به

ارسال به
 

 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

لطیف خفته

چه چشمهای گرد تو می آیند
به چشمهای من دشت لبخند
باش که نگاهت روی لب خشکید
مثل اشک روی گونه ام لغزید
*
آه ای لطیف خفته برگیر
لب از آن لبهای افیونی پیر
که لبهایم از تو رنگ خواهد گرفت
و دستانی از تو وام خواهم گرفت
در آویزش دستهایم از گیسوان تو
بوسه ها خواهم داد پرترانه با تو ...
*
وشب همچنان تاریک است
فرصت خواب من باریک است ...
 

 

 بالای صفحه




 

در صورت هر گونه استفاده از سایت ، نام و آدرس آوای آزاد را ذکر کنید.

  AVAyeAZAD.com © 2003-2009