اين سايت كوچولو رو كه مي بينين فقط و فقط نتيجه ي يك
عشق هست ، يك عشق ساده ، يك عشق پاك ، يه عشق از همونايي كه تعريفش رو
از آسمونيا شنيديم . كاش همه عشق ها همين قدر پاك و عزيز بود ، كاش همه
صداقت داشتن.
سال 1379 بود كه من و دوست عزيزم تصميم گرفتيم كه يه سايت بسازيم ، يه
سايتي كه مثل بقيه نباشه، مثل اونايي كه عاشق نيستن نباشه بسازيم .
خواستيم با اونايي كه فقط پول و ماديات رو مي بينن فرق داشته باشيم .
خيلي خوب شروع شد , مصمم و با اعتماد به نفس شروع به كار كرديم, با
فروغ هم , پيمان بستيم كه نيتمون پاكه , قلبامون صافه , عاشقيم .
كار رو شروع كرديم , 2 3 تا از بچه ها هم گفتن كه حاضرن كمك كنن .
قرار بود همه چي داشته باشيم , اول از همه اشعار فروغ رو نوشتيم , خيلي
انرژي مي داد بهمون , بعد از اون سهراب رو نوشتيم. چه دنيايي داره
سهراب !
يك هفته اي تونستيم اشعارشون رو بنويسيم ! براي شروع خيلي خوب بود بعد
از اون شروع كرديم به ساختن صفحات و بقيه ي قسمت ها . كارا داشت به
راحتي انجام مي شد كه ......... بيماريش به اوج رسيد ..... بعد از يكي
دو هفته ....... رفت و ........
بعد از اون فاجعه كه سرمون اومد , همه چي از بين رفت , اون 2 3 نفر كه
فرار كردن , هر چي هم تايپ كرده بوديم و ساخته بوديم از دست داديم .
حالا اينها همه هيچي, اين قدر ناراحت بوديم و شوكه شده بوديم كه اصلا
به اين چيزا فكر نمي كرديم . روزها گذشت به سختي هم گذشت , تا تابستون
سال 80 بود كه خودم رو راضي كردم كه هرطور شده بايد به عهدم وفا كنم ,
برا همين شروع كرديم به ساختن دوباره و تايپ مجدد .( اگه خودش باهام
نبود يادش فكراش كه با من هست .) تاريخ 17 فروردين 1381 بود كه سايت
به حالت اوليه اش آماده شد و روي شبكه قرار گرفت و تا كنون به فعاليت
خودش ادامه داده و تا وقتي عشق وجود داشته باشه به كارش ادامه مي ده تا
بتونه همگان رو عاشق و عاشق تر كنه .
خيلي سخته الان كه مي رم پيش فروغ تنها باشم ....
عاشقان را خبر كنيد ....